مهر ۲۵، ۱۳۸۹

او مریم مقدس را دید


در حومه وین زیارتگاهی موسوم به ماریا گوگین وجود دارد. گفته می‌شود شخصی در اینجا به خاک سپارده شده است که در اواخر عمر خویش نابینا گشته است. در همان دوران ادعا می‌کرده است که می‌تواند مریم مقدس را ببیند اما دیگر راحبان مسیحی او را دیوانه خطاب می‌کردند و او را طرد کرده بودند. گفته می‌شود این شخص در طول زندگی خویش توانسته است بیماران بسیاری را شفا دهد. پس از مرگش به حقانیت سخنان او پی می‌برند و ابتدا او را در ماریا گوگین دفن می‌کنند و سپس او به فرانسه انتقال می‌دهند.
پیش از ادامه بحث بایسته است نکته‌ای را یادآوری کنم: نمی‌دانم این داستان را بومیان این ناحیه و حتی اتریشی‌ها قبول دارند یا تنها شایعه‌ای است که ایرانیان آن را ساخته‌‌اند و امروز بنده آن را بازگو می‌کنم و حتی در اینترنت چیزی در این باره پیدا نکردم. بنابراین ارجاع بدین داستان نه از برای بازگو کردن تاریخچه این مکان تاریخی بلکه آغاز کردن نوشتاریست که قرار است آن را در ادامه آورم بنابراین هیچ اهمیتی ندارد که آیا این داستان حقیقت است و یا ساخته و پرداخته ذهن چند ایرانی، که در اینجا آمد و رفت دارند. حتی شاید این داستان حقیقت باشد ولی نه با آن جزئیات که بیان گردیده است بنابراین هدف بازگویی تاریخچه معبد ماریا گوگین نمی‌باشد بلکه آغازی است برای ادامه بحث.
همانند چنین داستان‌هایی که افراد مریم مقدس، مسیح، حواریون و در دین‌های دیگر امام زمان، پیامبر اسلام، امامان شیعی و ... را دیده‌اند و یا حتی با آنها گفتگو کرده‌اند بسیار بسیار زیاد است و بسته به نوع تجربه بسیار نزدیک به واقعیت و حتی عین واقعیت بوده است. همانند چنین داستان شفا بخشی در طول تاریخ بشریت با عنوان گوناگون بسیار بوده و هست و جزئی از واقعیت تاریخی بشر تا به امروز می‌باشد. منظور از واقعیت در اینجا بر اساس فرضیه و نظریه‌های موجود در کتاب جهان هولوگرافیک نوشته مایکل تالبوت شکل گرفته است که به زیبایی به تبیین علمی این چنین تجربیاتی می‌پردازد.
اگرچه چنین تجربیاتی جزئی از واقعیت جهان انسانی است اما هیچگونه اصالتی ماورالطبیعه و برخواسته از آفریننده این جهان ندارد. بلکه چنین تجربیاتی برخواسته از توانایی‌های ذهنی انسانی است که می‌تواند نه در خواب و خیال بلکه در هوشیاری کامل و بیداری مرزهای زمان و مکان را در هم نوردد و بی‌مکانی و بی‌زمانی را تجربه کند. این تجربیات انسانی است که قدرت دارد بیماری را شفا دهد. انسانی که قادر است خویشتن را به شدیدترین و عمیق‌ترین زخم‌های جسمانی بدون استفاده از هیچ‌گونه ابزاری دچار کند. انسانی که خلق می‌کند و از بین می‌برد.
این توصیفات نه توصیفات خداوندی است که خالق این زمین و آسمان است، بلکه توصیفات انسانی است که بر روی همین کره‌ی خاکی زندگی می‌کند و به دنیا آمده است و قرار است که از دنیا برود. آنچه یاد شد حاصل هزاران هزار تجربه بشری در طول تاریخ بشریت است که نشان می‌دهد این خصوصیات، خصوصیات همین انسان به ظاهر فانی و نابود شدنیست. انسانی که در بدو تولد نه اراده‌ای دارد و نه قدرتی اما تجربه تاریخی بشری نشان داده است که هر انسانی می‌تواند همانی باشد که می‌اندیشد.
این اندیشه اوست که مسیح را در زمان حال می‌آفریند و حتی او را در هیبت جسمانی ظاهر می‌کند به گونه‌ای که دیگرانی نیز، که چنین اعتقادی ندارند، مسیح را در قالب جسمانی که او ظاهر کرده است تجربه می‌کنند. فارغ از تمامی مباحث معرفت شناسی (Epistemology) چنین تجربیات هزاران هزار شاهد تاریخی داشته و دارد حال در فرهنگ‌های گوناگون این تجربه با توجه به اندیشه‌های غالب به اشکال مسیح، بودا، روحانیون بزرگ، انسان‌های نیکو و حتی امام زمان و ... ظاهر گشته است. اصالت چنین تجربه‌هایی ریشه در ماورالطبیعه و اصالت چنین اعتقاداتی ندارد بلکه چنین تجربیاتی خویشتن را از سرچشمه اندیشه انسانی سیراب می‌کند و نشان از قدرت بی‌کران و نامحدود ذهن بشر دارد که می‌تواند در هیبت یک خالق ظاهر گردد و بیافریند آنچه را که پیش از این وجود نداشته است به گونه‌ای که نه تنها خویشتن آن را تجربه کند بلکه دیگرانی نیز باشند که بتوانند آن را تجربه کنند و بر آن صحه گذارند که مردی یا زنی دیوانه نبوده است.
چنین تجربیاتی اگر قرار بود ریشه‌ای غیر انسانی داشته باشند به فرهنگ و اندیشه‌های موجود در آن سرزمین بستگی نداشت. اما، نه تنها تجربیات تاریخی گواه چنین مواردی نمی‌باشد بلکه تاریخ شهادت می‌دهد که چگونه فرهنگ‌های گوناگون می‌توانند این تجربیات را در قالب‌های گوناگون شکل دهند. زخم‌پذیرهای اروپایی بسته به نوع اعتقاداتشان که مسیح از کدام ناحیه از بدن مسلوب گشته است محل زخم‌های آنان نیز تغییر می‌کند، افراد گوناگون با توجه به اندیشه‌های غالب و فرهنگ زندگیشان بودا، مسیح، مریم مقدس، پیامبر اسلام، امام زمان و ... را دیده‌اند! حتی بسیاری دیگر از تجربیات غیر روحانی و عرفانی نیز می‌تواند از چنین منبعی سرچشمه گرفته باشد همچون ارتباط با موجودات فرازمینی، دیدن موجودات فرازمینی و ...![1]
آری، ماریاگوگن‌ها حقیقت دارند اما ریشه‌ی آنها نه در آن سوی مرزهای انسانی بلکه در اندیشه و ذهن انسان است. انسانی که می‌تواند خود بیافریند و خلق کند.


[1] البته نمی‌توان تمامی تجربیاتی که چنین ادعاهایی را دارند در این قالب گنجاند چرا که بسیاری از این ادعاها تنها شیادی‌هایی است که به دنبال انواع گوناگونی از منافعی که به دنبال چنین ادعاهایی است می‌باشند و در مواردی دیگر ناشی از انواع بیماری‌های روانی می‌باشد بنابراین موارد فوق‌الذکر بایستی مورد بررسی دقیق قرار بگیرند و شواهد کافی برای تایید آنها وجود داشته باشد که نتوان آنها را در دسته‌های Fake قرار داد.
Share

مهر ۱۶، ۱۳۸۹

نقدی بر ترانه سرایی امروز جامعه ایرانی

چندی پیش در کنسرت سنتی ایرانی در وین به یاد این مصاحبه با فرهاد مهراد افتادم.
-             احساس می‌کنید به خاطر چیست که ترانه سرایی غیر عاشقانه به اصطلاح شما شروع نشد چرا دنبال نشد؟ علتش چی به نظر شما؟ ایران را بگید و بعد خارج از ایران.
فرهاد: در ایران که همون طور که اطلاع دارید به طور کلی فعالیت‌های موسیقی محدود است و در غیر از ایران چرا این کار نشد این سوال رو به نظر من از من نباید بکنید از کسانی که در غیر ایران به طور مستمر یا به هر حال فعالیت می‌کنند ...
-             به عنوان یک خواننده شما علت را در چه می‌بینید؟
فرهاد: علت تصور می‌کنم بیشتر مربوط می‌شه به خود اون کسی که آهنگ می‌سازه، یا می‌خونه، یا شعر می‌گه به اصطلاح آنچه از شما صادر می‌شود چیزی از شما را در خودش دارد. پس بنابراین خیلی مهم که شما مثلاً سبز هستید، سفید هستید، خط خطی هستید، نمی‌دونم چی هستید. هرچه که هستید آنچه که صادر می‌شه از شما، چه به صورت کلام چه به صورت نوشته، چه رفتارتون در خانه، خارج از خانه نه شما، من و هر کس و مای نوعی تصورم اینه که مساله عمده اینه
این مصاحبه حقیقت نه تنها دیروز بلکه امروز جامعه موسیقی ایرانی نیز می‌باشد. امروز جامعه ایران از نبود موسیقی اعتراضی به شدت رنج می‌برد موسیقیای که ترسیم کننده حقیقت وضع موجود باشد، این درحالی است که اکثر کارهای موسیقی امروز و دیروز ما به قول فرهاد ترانه‌سرایی عاشقانه است. بازار موسیقی سنتی، پاپ، رپ و ... اشباع شده است از انواع و اقسام ترانه‌سرایی‌های عاشقانه.
 هنر در ذات خویش بهتر از دیگر ابزار می‌تواند با توده‌های جامعه ارتباط برقرار کند و آنان را از وضع موجود آگاه سازد. اما متاسفانه جامعه ایرانی هر روز بیش از گذشته به سمت ترانه‌سرایی عاشقانه و ترانه‌سرایی ابتذالی گرایش پیدا می‌کند. 
شاید پیدایش موسیقی رپ ایرانی نقطه عطفی بوده باشد برای آغاز گرایش به موسیقی (ترانه‌سرایی) اعتراضی اما بر خلاف تصور موجود و ذات موسیقی رپ (که موسیقی اعتراضی می‌باشد) اکثر آثار به گونه‌ای به سمت ابتذال گرایش پیدا کردن که شاید سهم کمی از آن را موسیقی اعتراضی و موسیقی اجتماعی به خود اختصاص داد.
از طرف دیگر به توجه به بافت سنتی جامعه ایرانی و همچنین شکل خاص موسیقی رپ، این موسیقی نمی‌تواند با تمامی اقشار جامعه ایرانی ارتباط برقرار کند و پیام خود را به توده‌های مردم برساند حتی در مواردی نیز تاثیرات معکوسی را نیز به همراه داشته است و دارد. جامعه ایرانی خصوصا قسمتی از جامعه که امروز بیش از پیش نیاز به آگاهی دارد توانایی برقرار ارتباط با این نوع از موسیقی را ندارد و نتهایتاً موسیقی سنتی ایرانی برای قشر خاصی از جامعه قابل پذیرش است.
با توجه به موارد فوق به نظر می‌رسد که هنرمندان عرصه موسیقی (خصوصا موسیقی سنتی ایرانی) بایستی تغییری در رویه پیشین خود ایجاد کنند و تحولی را از سوی گرایش به ترانه‌سرایی عاشقانه به سمت ترانه‌سرایی غیر عاشقانه خصوصا اجتماعی و اعتراضی به وجود آورند تا ابزار موسیقی نیز بتواند کارکردهای اجتماعی خویش را بازیابی کنند و در راستای آگاهی‌بخشی منشا اثر باشد.
Share

مهر ۱۴، ۱۳۸۹

اندر باب یک تصویر از مانور نیروی انتظامی در جمهوری اسلامی

اجراي عمليات مقابله با آشوبهاي خياباني اغتشاشگران در مانور اقتدار يگان ويژه ناجا

در توضیح عکس نوشته شده است: اجراي عمليات مقابله با آشوبهاي خياباني اغتشاشگران در مانور اقتدار يگان ويژه ناجا.
اما ببینیم دیدگاه علمای اسلام در مورد پوشیدن لباس زنانه توسط مردان چیست؟
155. مسئله: پوشيدن لباس مختص به مردان براي زنان و پوشيدن لباس مختص به زنان براي مردان بنابر احتياط واجب جايز نيست.
امام و فاضل: عروه، (شرائط لباس مصلى)، مسئله 42.
امام: توضيح المسائل، مسئله 846.
اراكى، بهجت، خامنه اى، سيستانى، گلپايگاني و مكارم.
اراكى: لباسي كه زىّ شخص نباشد. استفتاء.
توضيح: اين تعريف از لباس شهرت همان تعريف اول حضرت امام(رض) مي باشد و مراد از آن اين است كه انسان لباسي را كه براي او غير معمول است بپوشد لذا اگر انسان بزرگي لباسي با مدل بچه گانه بپوشد و يا كسي لباسي بپوشد كه بطور معمول در شان او نيست آن را لباس شهرت گويند. بنابراين پوشيدن چادر در كشورهاي خارج و يا پوشيدن لباسهاي محلي در محلي ديگر اگر چه ممكن است موجب جلب توجه شود لكن اگر اين لباس در شأن فرد باشد پوشيدن آن اشكال ندارد.
تبريزي و سيستانى: لباس شهرت لباسي است كه، پارچه يا رنگ يا دوخت آن براي كسي كه مي خواهد آن را بپوشد معمول نيست، در صورتي كه موجب هتك حرمت و خواري او باشد.
تبريزي و سيستانى: توضيح المسائل، مسئله 853.
خامنه اى: لباس شهرت لباسي است كه پوشيدن آن براي شخص، بخاطر رنگ يا كيفيت دوخت يا مندرس بودن آن و علل ديگر مناسب نيست، بطوري كه اگر آن را در برابر مردم بپوشد توجه آنان را به خود جلب نموده و انگشت نما مي شود. اجوبة الاستفتائات، ج‏2، سؤال 282.
گلپايگانى:به لباسي كه پارچه يا رنگ يا دوخت آن براي كسيكه مي خواهد آن را بپوشد معمول نيست و موجب توهين يا شهرت اومي شود لباس شهرت گويند. توضيح المسائل، مسئله 853.
مكارم: منظور از لباس شهرت لباسي است كه جنبه رياكاري دارد و مي خواهد بوسيله آن مثلاً به زهد و ترك دنيا مشهور شود، خواه از جهت پارچه يا رنگ يا دوخت آن باشد. اما اگر واقعاً قصدش ساده پوشي است و جنبه رياكاري ندارد نه تنها پوشيدن آن جايز است بلكه عملي است شايسته. توضيح المسائل، مسئله 770 و عروه، (شرائط لباس مصلى)، مسئله 42.

156. مسئله: مراد از لباس مختص مردان لباسي است كه معمولاً فقط مردان آن را مي پوشند و لباس مختص به زنان لباسي است كه معمولاً زنها آن را مي پوشند.
امام، اراكى، بهجت، خامنه اى، سيستانى، فاضل، گلپايگاني و مكارم: استفتاء.

157. مسئله: مراد از لباس مختص هر چيزي است كه بدان لباس صدق كند خواه بعد از پوشيدن ديده بشود مانند چادر، دامن، مقنعه و يا جوراب ساقه بلند براي مردان و يا كت و شلوار، كفش مردانه و... براي خانمها و خواه بعد از پوشيدن ديده نشود مانند لباس زير مردانه براي خانمها و يا لباس زير زنانه براي مردان.
امام و فاضل: استفتاء.
مكارم:.
اراكى: پوشيدن لباس مختص زنانه براي مردان و بالعكس محل اشكال است. توضيح المسائل، ص‏599.
بهجت: اگر لباس مختص زن را مرد بپوشد و يا لباس مختص مرد را زن بپوشد در صورتي كه لباس شهرت بدان صدق كند حرام است والا بنابر احتياط واجب بايد از پوشيدن آن خودداري كرد. توضيح المسائل، مسئله 711.
خامنه اى: تا زماني كه آن را به عنوان لباس براي خود انتخاب نكرده باشند، اشكال ندارد. استفتاء.
سيستانى: اگر مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه بپوشد، در صورتي كه زىّ خود قرار دهد و خود را به هيئت يكديگر درآورند بنابر احتياط واجب حرام است. توضيح المسائل، مسئله 854.
گلپايگانى: پوشيدن لباس مخصوص مردان براي خانمها و پوشيدن لباس مخصوص خانمها براي آقايان حرام است.
مجمع المسائل، مسئله 44، ص‏537.
مكارم: پوشيدن لباس مختص زنان براي مرد و پوشيدن لباس مختص مردان براي خانمها اشكالي ندارد مگر آنكه مستلزم حرامي باشد كه از آن جهت پوشيدن آن جايز نيست. اگر چه بنابر احتياط مستحب بهتر است در هر صورت مردان و زنان لباس مختص يكديگر را نپوشند. عروه، (شرائط لباس مصلى)، مسئله 42 و توضيح المسائل، مسئله 772.

158. سؤال: اينكه فرموده اند بنابر احتياط واجب مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه نپوشد در اين رابطه سؤالات زير مطرح است:.
الف) آيا اين پوشيدن در اجتماع مطرح است يا اگر در جاي خلوت هم باشد اشكال دارد.
ب) بر فرض اشكال آيا پوشيدن دمپاييهاي مخصوص خانمها در منزل براي مردان اشكال دارد.
جواب الف) فرقي بين اجتماع و خلوت نيست.
جواب ب) اگر لباس مختص حساب شود جايز نيست علي الاحوط (احتياط واجب).
امام: استفتاء از كتاب احكام بانوان، ص‏36.
اراكي و فاضل: استفتاء.
بهجت، خامنه اى، سيستانى، گلپايگاني و مكارم:.


159. مسئله: پوشيدن لباس مختص بنابر احتياط واجب حرام است چه در خلوت باشد وكسي انسان را نبيند و چه دراجتماع باشد و در اين صورت بيننده مرد باشد يا زن، محرم باشد يا نامحرم، فرقي در حرمت ندارد.
امام: با استفاده از كتاب احكام بانوان، ص‏36.
اراكى: استفتاء.
بهجت، خامنه اى، سيستاني و گلپايگانى:


160. مسئله: پوشيدن لباسهاي مشترك يعني لباسهايي كه عرفاً هم مرد آن را مي پوشد و هم زن (مانند شلوار و يا بعضي از پيراهنها و...) براي هر يك از مرد و زن اشكالي ندارد.
امام، بهجت، تبريزى، خامنه اى، سيستانى، فاضل، گلپايگاني و مكارم: استفتاء.
توجه: نام زنانه و يامردانه بودن لباسي آن را لباس مختص نمي كند بلكه استعمال آن فقط توسط مردان يا فقط توسط زنان آن را لباس مختص مي كند. بطور مثال پوشيدن دمپاييهايي كه در منزل عرفاً هم مردان از آن استفاده مي كنند و هم زنان ،براي هر يك از آنها اشكالي ندارد اگر چه نام آن دمپايي زنانه يا مردانه باشد. بله اگر دمپايي از نوعي است كه عرفاً فقط زنان آن را مي پوشند (مانند دمپايي كه در فرض سؤال قبل مورد نظر است) استفاده از آن براي مردان حتي براي يك لحظه و يا آوردن چيزي از مثلاً آشپزخانه جايز نيست.

161. مسئله: پوشيدن لباس مختص ديگري به هر منظوري باشد جايز نيست بنابر احتياط واجب خواه براي پرو باشد يا بازي كردن درتئاتر و سينما و يا خودنمايي كردن و يا... هر چيز ديگر.
امام و فاضل: استفتاء.
اراكى، بهجت، خامنه اى، سيستاني و گلپايگانى:
بهجت: در خلوت حرمت آن محل تأمل است. استفتاء.
خامنه اى: در صورتي كه هر يك از مرد و زن لباس ديگري را براي خود لباس قرار دهد، بنابر احتياط واجب جايز نيست و در اين مسئله فرقي بين اجتماع و خلوت نيست. استفتاء.
سيستانى: چنانچه زن يا مرد خود را به هيئت يكديگر درآورند بنابر احتياط واجب جايز نيست و در اين مسئله هيچ فرقي بين موارد فوق نمي باشد. استفتاء.
گلپايگانى: در صورتي كه بيننده نباشد حرمت آن معلوم نيست. استفتاء.
51. اراكى:پوشيدن زن، لباس مختص مرد را، محل اشكال است. استفتاء.
بهجت: پوشيدن لباس مخصوص زنان براي مرد و همچنين لباس مخصوص مردان براي زن، حرام است، ولي حرام بودن تا موقعي كه داخل در لباس شهرت نباشد مورد تأمل است. توضيح المسائل، مسئله 711 و استفتاء.
خامنه اى: در تئاتر و سينما اگر سبب فساد نگردد، بعيد نيست كه جايز باشد. استفتاء.
سيستانى: به هر منظوري زن يا مرد خود را به هيئت ديگري درآورند بنابر احتياط واجب جايز نيست. استفتاء.
گلپايگانى: سؤال: هرگاه زن در تئاتر و نمايش نقش مرد را ايفا مي كند و لباس مرد را بپوشد و در حضور زنان نمايش را اجرا كند جايز است.
جواب: اگر نامحرم آنها را نبيند اشكال ندارد. استفتاء.

همچنین در مقاله ای تحت عنوان هنر از منظر امام خمینی و فقهای شیعه عنوان شده است:
اگر مرد نقش زن را ایفا کند و یا برعکس چنانچه مستلزم هتک حرمت و از بین بردن ارزشهای اخلاقی باشد قطعاً به دلیل فساد و تباهی که به دنبال دارد باطل و حرام است. چه بسا اینگونه ایفای نقش به جلب توجه و ریبه بیننده به بازیگر که در واقع هم جنس خود است کشیده شده و مفسده برانگیز شود و یا از باب اینکه مقدمه حرام حرام است بازیگری مرد و زن در نقش یکدیگر مستلزم پوشیدن لباس مختص جنس مقابل و استفاده از وسایل زینتی و آرایش برای مردان و تقلید صدای جنس مخالف و غیره می‌شود که همه این موارد حرام است.
پوشیدن لباس مختص به مردان برای زنان و پوشیدن لباس مختص زنان برای مردان بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[598]
پوشیدن لباس مخصوص مردان برای خانمها و پوشیدن لباس مخصوص خانمها برای آقایان حرام است.[599]
پوشیدن لباس مختص زنانه برای مردان و بالعکس محل اشکال است.[600]
در این خصوص روایاتی نیز وارد شده
است که برخی فقها از آن حکم به حرمت و برخی حکم به کراهت را استنباط کرده‌اند. از جمله ابن براج،[601]محقق اردبیلی،[602]شیخ یوسف بحرانی،[603]شیخ انصاری[604]و از فقهای معاصر سید محسن طباطبایی[605](حکیم) و سید ابوالقاسم خویی[606]قائل به این نظرند که روایات بر حرمت مطلقاً دلالت ندارد، بلکه جز پوشیدن طلا و حریر برای مردها بقیه موارد را حرام نمی‌دانند.
در مقابل شهید ثانی[607]حرمت را مختص به النگو، خلخال و جامه‌هایی که عادتاً ویژه زنان است و به اختلاف زمان و مکان تفاوت می‌کند می‌داند.
و سید علی طباطبائی[608]، صاحب جواهر،[609]مرحوم نراقی[610]و محمد جواد حسینی عاملی[611]قائل به حرمت هستند و هر نوع پوشش مختص به جنس مخالف را حرام و آن را منحصر به طلا و حریر نمی‌دانند.
آرایش و گریم هم اگر مصداق همانندی مرد به زن و برعکس باشد بحثهای فوق در آن جاری است.


                              
Share

مهر ۰۸، ۱۳۸۹

اینجا وین است ـــ قسمت ششم

همه‌ی ما با واژگانی همچون اقلیت‌های قومی و مذهبی آشنا هستیم اما تا به حال کمتر فکر کرده‌ایم که جز این اقلیت‌ها جامعه انواع گوناگون دیگری از اقلیت‌ها را نیز در بر دارد. در اینجا می‌خواهم واژه‌ی دیگری را تعریف کنم که شاید در ادبیات رایج ما جایگاهی نداشته باشد اما برای اینکه بتوانم موضوع را به روشنی بازگو کنم واژه‌ی اقلیت‌های جسمانی را تعریف می‌کنم. منظور از اقلیت جسمانی افرادی هستند که با توجه به وضعیت جسمانی خویش (همچون انواع معلولیت‌ها) با دیگر افراد جامعه تفاوت دارند. اکثریت افرادی هستند که مشکل جسمانی خاصی ندارند و در مقابل آن اقلیتی هستند که با توجه به علت‌هایی در طول دوران زندگی خویش یا از بدو تولد مشکل جسمانی خاصی دارند که نیازمند مراقبت‌های ویژه و یا امکانات ویژه‌ای هستند تا بتوانند در اجتماع حاضر گردند و نقش آفرینی کنند. تا بدین جا اقلیت‌های جسمانی را تعریف کردم تا بتوانم در انتهای این نوشتار مقایسه‌ای بین اقلیت‌های جسمانی در وین و تهران انجام دهم. در ابتدا وضعیت اقلیت‌های جسمانی را در وین مشاهده می‌کنیم.
روز‌های ابتدایی ورودم به این شهر بسیار متعجب بودم چرا که در هر گوشه و کنار شهر افرادی با معلولیت‌های گوناگون را مشاهده می‌کردم تعجب من نه از حضور این افراد در سطح شهر بلکه از تعداد افرادی بود که مشاهده می‌کردم هیچگاه در تهران به این میزان افراد معلول در خیابان ندیده بودم. در نگاه اول تصور می‌کنید که وضعیت سلامتی این مردمان مشکل دارد اما با نگاهی عمیق‌تر خواهید فهمید که حقیقت عکس آن است. اگرچه حضور این افراد در این شهر نسبت به تهران بسیار بسیار بیشتر است اما این مساله نسبت جمعیتی تعداد معلولان به کل جمعیت را مشخص نمی‌کند چراکه در تهران اکثر افراد با مشکلات جسمانی در خانه‌های خویش مبحوس هستند و بر عکس در وین این افراد در سطح جامعه حضور پیدا می‌کنند اما چرا ...!
وجود برآمدگی‌هایی در پیاده‌رو‌ها و مترو‌ها و معابر عمومی عبور و مرور برای نابینایان را بسیار بسیار آسان می‌کند. همچنین وجود چراغ‌هایی که با تغییر زنگ خود نابینایان را از سبز یا قرمز بودن چراغ برای عبور از خط عابر پیاده آگاه می‌کند، عبور و مرور را برای نابینایان در عرض خیابان‌ها بدون نیاز به کمک دیگران بسیار آسان کرده است.
تمامی امکانات شهری به صورتی طراحی و ساخته شده است که معلولینی که از واکر یا ویلچیر استفاده می‌کنند بتوانند از تمامی این امکانات شهری استفاده کنند برای مثال تمامی وسایل نقلیه عمومی به گونه‌ای طراحی ساخته و اجرا گردیده است که معلولین به راحتی می‌توانند پیاده و سوار شوند حتی قطارهای ریلی درون شهری و اتوبوس‌ها. تمامی ایستگاه‌های متروی درون‌شهری و قطارهای تندرو که معمولا بالاتر از سطح زمین هستند و یا زیر زمین هستند مجهز به آسانسور می‌باشند تا کسانی که توانایی استفاده از پله را ندارند به راحتی و بدون نیاز به کمک دیگران، خود بتوانند از آنها استفاده کنند. شهر و وسایل نقلیه عمومی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که عبور و مرور را برای استفاده کنندگان از ویلچیر و یا واکر به غایت ساده کرده است به گونه‌ای که نیازی به کمک دیگران برای استفاده از آنها برای عبور و مرور وجود ندارد و افراد گوناگون با توجه به محدودیت‌های جسمانی خود می‌توانند به صورت مستقل و بدون نیاز به دیگران از آنها استفاده کنند. وجود توالت‌های مخصوص برای استفاده کننده‌گان از ولچیر، محل‌های استراحت ویژه و ... در اماکن عمومی همچون ادارات، کتاب‌خانه‌ها و ... به افراد با ناتوانایی‌های جسمانی اجازه می‌دهد که بتوانند بدون دغدغه در محل‌های گوناگون ظاهر گردند و ایفای نقش کنند. تمامی این موارد در کنار هم موجب می‌گردد که شخصیت مستقل افراد حفظ گردد (چرا که افراد با نیازهای گوناگون خود به تنهایی می‌توانند نیازهای خویش را در جامعه برآورده کنند و نیازی به کمک دیگران برای رفع خواسته‌های ساده خود ندارند.) و بدین شکل است که افراد توانایی حضور در جامعه را پیدا کنند.
البته شایان ذکر است که همین مورد برای نوزادان نیز برقرار است به گونه‌ای که مادران برای حمل و نقل کودکان خود از کالسکه استفاده می‌کنند و تا کنون ندیده‌ام کسی کودک خود را به هنگام عبور و مرور در شهر به دست بگیرد. در تمامی وسایل نقلیه عمومی حتی اتوبوس و قطار‌های ریلی درون شهری جایگاه‌های ویژه‌ای برای کالسکه‌های نوزادان در نظر گرفته شده است که استفاده از آن را برای مادران ممکن می‌سازد. (پی‌نوشت 1)
اما تهران ... از توصیف آن می‌گذرم چرا که هر یک از ما کاملاً با این شهر آشناست و می‌‌داند که هیچ‌گونه امکاناتی برای افراد با ناتوانایی‌های جسمانی در نظر گرفته نشده است. بنابراین توصیف آن قصه ملال‌آور و تکراری بیش نیست.


دولت اتریش برای افرادی با انواع ناتوانایی‌های جسمانی امکاناتی را در نظر گرفته است و بدان‌ها چون شخصیت‌های مستقل می‌نگرد که حق زیستن دارند. اما جامعه ایران با وجود اینکه در جنگ 8 ساله ایران و عراق بر اساس آمار موجود 335000 نفر دچار معلولیت گردیده‌اند و همواره دولت و حاکمیت ایران خود را مدیون جانفشانی‌های این بزرگواران می‌داند با این وجود، متاسفانه ساختار حکومتی ایران به گونه‌ای است که تبلیغات فراوانی را روی این موضوع می‌کند اما ساده‌ترین امکاناتی را محیا نمی‌سازد تا اینگونه افراد بتوانند در جامعه حضور پیدا کنند و به نقش آفرینی بپردازند!!
با این حساب حاکمیت ایران نه تنها حقوقی برای اقلیت‌های قومی و مذهبی قائل نمی‌باشد بلکه برای اقلیت‌های جسمانی نیز کوچکترین ارزشی قائل نمی‌باشد و همواره حقوق انواع گوناگون اقلیت‌ها زیر چکمه‌های اکثریت خورد می‌گردد.

پی‌نوشت 1: با اینکه نرخ تولد در ایران 20.3 و نرخ تولد در اتریش 9.2 می‌باشد با این وجود نسبت به تهران شما بسیار نوزادان بیشتری را در سطح شهر می‌بینید چرا که خطری نوزادان را تهدید نمی‌کند و مادران آموزش دیده‌اند کودکان خود را به بیرون از خانه بیاورند اما محیط تهران خطرات بلقوه‌ای را برای یک نوزاد به همراه دارد به گونه‌ای که مادران چنین ریسکی نمی‌کنند به دفعات نوزادان و کودکان خود را از خانه بیرون بیاورند.


Share

مهر ۰۵، ۱۳۸۹

نکاتی درباب خطابه ی اخیر احمدی نژاد درباره انرژی هسته ای


جناب آقای احمدی نژاد در خطابه‌ی اخیر خویش در شصت و چهارمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک فرمودند: " انرژي هسته‌اي، پاك و ارزان و نعمتي خدادادي و از بهترين جايگزينها براي كاهش آلودگيهاي ناشي از سوخت فسيلي است. " به همین مناسبت نوشتاری را که پیشتر در وبلاگ مسدود شده‌ی آوای آزادی منتشر شده بود با اندکی تغییرات بازانتشار می‌دهم، تا ببینیم آیا حقیقتاً انرژی هسته‌ای انرژی پاک و ارزان قیمت و بهترین جایگزین برای کاهش آلودگی‌های ناشی از سوخت فسیلی است یا خیر.
پس از انقلاب صنعتی  یکی از مهمترین مسایل روز دنیا نحوه‌ی تولید انرژی، نگهداری انرژی و انتقال انرژی بوده و هست. در ابتدای آغازین انقلاب صنعتی و در ده‌های نخست آن تولید انرژی یکی از مهمترین مباحث روز بوده است. از روزگاران گذشته سوخت فسیلی یک از منابع اصلی تولید انرژی بوده و امروزه نیز همچنان می‌باشد. اما در ده‌های گذشته با توجه به مطالعات گسترده‌ای که بر روی سوخت‌های فسیلی (از جمله نفت و گاز و زغال سنگ) انجام شده است نشان داده است که سوخت‌های فسیلی معایب فراوانی دارا می‌باشند، از جمله: محدود بودن و تجدید ناپذیر بودن این منبع، آلودگی‌های زیست محیطی این منبع انرژی، گران بودن و هزینه بردار بودن آن، در دسترس نبودن آن و ... در ادامه با توجه به پیشرفتی که در علوم مختلف حاصل شد پیشنهاد گردید که از انرژی موجود در شکافت هسته برای تولید انرژی استفاده کنند. اما پس از مطالعات گسترده‌ای که در این زمینه، امروزه انرژی هسته‌ای (که بر اساس شکافت هسته ‌ای انجام می‌گیرد) را جایگزینی برای انرژی هسته‌ای نامیدند. در این نوشتار ابتدا به بررسی موردی انرژی هسته‌ای می‌پردازیم و در ادامه جایگزین‌هایی که برای این انرژی پیشنهاد شده است را مرور می‌کنیم و در انتها نتیجه‌گیری خواهیم نمود.
اولین بار پیش از جنگ جهانی دوم دولت‌ها به فکر استفاده از انرژی نهان در هسته در جنگ‌افزارهای خویش افتادند اما پس از جنک دانشمندان تحقیقاتی را بر روی این پدیده انجام دادند تا بتوانند از خواص آن در زمنیه‌های کاربردی و صلح‌آمیز استفاده کنند. امروزه نیز از شکافت هسته در تولید انرژی، دستگاه‌های پزشکی و بسیاری زمینه‌های دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد. در 20 دسامبر 1951 برای اولین بار از انرژی هسته‌ای الکتریسیته تولید گردید. در سال 1956 میلادی اولین نیروگاه هسته‌ای در انگلستان به بهره برداری رسید. در اواسط دهه‌ی 1950 برای اولین بار نیروگاه هسته‌ای برای تولید برق در پنسیلوانیای امریکا طراحی و در سال 1957 به مرحله‌ی اجرا رسید. در دهه‌ی 1960 پیشرفت‌های عظیمی در این عرصه ایجاد گردید و در دهه‌های آتی مطالعات بر روی این منبع انرژی و در زمینه‌های قابلیت اطمینان، مسایل زیست محیطی و همچین پس‌ماند‌های هسته‌ای ادامه پیدا کرد. در سال 1991، 22 درصد انرژی ایالات متحده‌ی آمریکا از طریق انرژی هسته‌ای تولید می‌گردید. ایالات متحده‌ی آمریکا پس از تنظیم قرار داد 1992 در سدد طراحی نسل جدیدی از این نیروگاه‌ها برآمد.[1] پس از تحقیقات گسترده‌ای که در زمینه نیروگاه‌های هسته‌ای انجام گردید و با توجه به معایب عمده‌ای که نیروگاه‌های هسته‌ای، که با استفاده از شکافت هسته[2] به تولید انرژی الکتریکی می‌پردازند، دارا بودند دانشمندان به دنبال روش‌های جایگزینی برای تولید انرژی روی آوردند و امروزه تلاش کشورهای پیشرفته در کنترل و بهره برداری از انرژی‌های تجدیدپذیر و پاک می‌باشد.
به طور خلاصه معایب تولید انرژی از طریق شکافت هسته، به موارد روبه‌برو خلاصه می‌گردد:1. پس‌ماندهای هسته‌‌ای 2. احتمال حادثه 3. هزینه‌ی بالا 4. کم بودن مواد اولیه[3] [4] [5] [6] (تجدید ناپذیر بودن) در ادامه هر یک از موارد فوق را بسط می‌دهیم و مختصری شرح می‌دهیم.
در نیروگاه‌های هسته‌ای هر چند احتمال وقع حادثه بسیار اندک می‌باشد اما همواره احتمال وقوع حادثه وجود دارد و هیچگاه این احتمال صفر نمی‌گردد. تا کنون حدود ده مورد حادثه در نیروگاه‌های اتمی اتفاق افتاده است که مهمترین آنها حادثه‌ی چرنوبیل در سال 1986 میلادی بوده است.[7] در این حادثه صدها هزار نفر یا کشته شدند یا بیماری‌های خطرناک و غیر قابل علاجی را گرفتند.[8] با وجود گذشت سال‌های سال از این حادثه، هنوز هم آثار آن باقی است و جان انسان‌های بسیاری در خطر می‌باشد. هر چند همواره دانشمندان و محقیق  در راستای کاهش درصد احتمال وقوع حادثه کارهای فراوانی را انجام داده‌اند با این وجود هیچگاه این درصد به صفر نرسیده است. بنابراین همواره احتمالی وجود دارد که در نیروگا‌ه‌های هسته‌ای حادثه‌ای رخ دهد و نه تنها جان عده‌ی بسیاری را به خطر اندازد بلکه محیط زیست را نیز آلوده می‌گرداند به نحوی که پاکسازی آن هم هزینه‌ی فراوانی را در پی‌دارد هم آثار زیست محیطی غیر قابل اجتناب و جبران ناپذیری را بر جای خواهد گذارد که تا قرن‌ها آثار آن باقی خواهد ماند.
اورانیوم سوخت اصلی نیروگاه‌های هسته‌ای به شمار می‌آید که مقدار آن بر روی زمین محدود می‌باشد. بیش از 25% اورانیوم استخراج شده از معادن موجود در کانادا بدست می آید.  کشورهای استرالیا و قزاقستان و نیجریه و روسیه  در مکان‌های بعدی از نظر وجود ذخایر اورانیوم می‌باشند. بر اساس محاسبات مقدار اورانیوم موجود با نرخ مصرفی که در سال 2006 وجود داشته‌است تنها تا 100 سال دیگر باقی خواهد ماند. با توجه به رشد نرخ مصرف اورانیوم در سال‌های اخیر، 100 سال نیز عددی دست بالا محسوب می‌گردد. بنابراین سوخت هسته‌ای یکی از منابع تجدید ناپذیر انرژی می‌باشد و نمی‌تواند مشکل انرژی بشر را حل کند بنابراین نیازمند منابعی جایگزین برای این نوع از انرژی می‌باشیم چرا که روزی سوخت هسته‌ای به پایان خواهد رسید و دیگر نیروگاه‌های هسته‌ای ارزشی نخواهند داشت.[9] [10] [11] [12] [13] با توجه به آنچه که گفته شد این انرژی نیز همچون انرژی فسیلی تجدیدناپذیر می‌باشد که بایستی جایگزینی برای آن اندیشیده شود.
اما مهمترین دلیلی که دانشمندان و محقیقن برای عدم استفاده از نیروگاه‌های هسته‌ای برای تولید انرژی بیان نموده‌‌اند آلایندگی بسیار بالای نیرو‌گاه‌های هسته‌ای می‌باشد. نیروگاه‌های هسته‌ای همواره پسماند‌هایی را تولید می‌کنند به طوری که یک نیروگاه سالیانه 25 الی 30 تن پسماند به همراه دارد. این پسماند‌ها شامل مواد رایواکتیویه می‌باشند که برای محیط زیست و انسان‌ها بسیار خطرناک می‌باشد. این مواد نه تنها جان انسان‌ها را شدیداً به خطر می‌اندازد، بلکه  محیط زیست (آب و هوا و خاک) را به شدت آلوده می‌کنند به نحوی که موجب به خطر افتادن نسل دیگر جانداران از جمله حیوانات و گیاهان می‌شود. همچنین این مواد با توجه به نیمه عمر طولانی‌ که دارا می‌باشند هزاران سال در طبیعت باقی می‌مانند و منشا اثر تخریب‌های فراوانی خواهند گردید. تا به امروز دانشمندان نتوانسته‌اند این مشکل را برطرف کنند و تنها این مواد را در محافظ‌هایی می‌گذارند و آنها را در گوشه‌ای از طبیعت دفن می‌کنند. این محافظ‌ها که دارای تکنولوژی بالایی می‌باشند از انتشار تشعشعات ناشی از پسماندهای هسته‌ای به طبیعت جلوگیری می‌کند. اما اولاً ساخت این محافظ‌ها هزینه‌های زیادی را دی پی‌ دارد ثانیاً هرچند استفاده از این محافظ‌ها تشعشعات رادیواکتیو را کاهش می‌دهد با این وجود آن را به صفر نمی‌رساند. در ضمن این محافظ‌ها خود بایستی در مکان‌هایی دفن گردند و آن مکان‌ها شدید‌اً تحت تاثیر تشعشعات ناشی از مواد رادیواکتیو قرار می‌گیرند. همچنین هزاران سال طول می‌کشد تا اینکه بتوان این موارد را به طبیعت بازگرداند. هر چند با استفاده از ترفند‌هایی که زده شده است آثار ناشی از پسماند‌های هسته‌ای کاهش پیدا کرده است، با این وجود خطر آنها به هیچ وجه کاملاً رفع نشده است و انسان و طبیعت همواره در معرض خطرات ناشی از این پسماند‌ها قرار دارند. همچنین در بسیاری از موارد بدون در نظر گرفتن مسایل زیست محیطی این پسماند‌ها در طبیعت رها می‌گردند و یا در بسیاری از موارد دیگر رخداد‌هایی ناشی از عدم دقت در دفع کردن این پسماند‌ها به وجود آمده است آثار فراوان انسانی و زیست محیطی را به همراه داشته است. [14] [15] [16] بدین ترتیب با بهره‌برداری از یک نیروگاه هسته‌ای ناخواسته طبیعت خویش را به نابودی می‌کشانیم و آثاری را به جای خواهیم گذارد که نتایج آن تا قرن‌ها باقی می‌ماند و زندگانی نسل آینده‌ی بشر را تهدید خواهد نمود.
با توجه به مسایل یاد شده، نیروگاه‌های هسته‌ای خطرات انسانی و زیست محیطی فراوانی را به دنبال دارد. همچنین این منبع انرژی منبعی محدود و تجدید ناپذیر می‌باشد و تنها شاید جوابگوی چند نسل از بشر باشد بنابراین نمی‌توان از انرژی هسته‌ای به عنوان منبعی مناسب و جایگزین برای سوخت‌های فسیلی یاد کرد. بنابراین امروزه در کشورهای پیشرفته به دنبال منابع دیگری برای جایگزینی انرژی هسته‌ای و سوخت‌های فسیلی می‌باشند. منابعی که اولاً تجدیدپذیر باشند ثانیاً منابعی پاک باشند که تاثیرات منفی انسانی و زیست محیطی را بر جای نگذارد.
بنابراین ادعاهای یادشده توسط جناب آقای احمدی‌نژاد که "انرژي هسته‌اي، پاك و ارزان و نعمتي خدادادي و از بهترين جايگزينها براي كاهش آلودگيهاي ناشي از سوخت فسيلي است" جای بحث فراوان دارد و خالی از هرگونه حقیقتی می‌باشد و تنها ادعایی واهی و در راستای دیگر سخنان عوام‌پسندانه‌ ایشان است که ذره‌ای برای مخاطب خویش شعور قائل نمی‌گردند چرا که ذات این سخنان با حقیقت فرسنگ‌ها فاصله دارد. اما ببینیم در دیگر نقاط دنیا در این زمینه چه کارهایی در حال انجام می‌باشد.‌
امروزه تحقیقات بر روی انرژی‌های پاک و تجدیدپذیر ادامه دارد و امروزه در کشورهای صنعتی و پیشرفته تحقیق بر روی انرژی‌هایی همچون انرژی بادی، انرژی زمین‌گرمایی، انرژی جزر و مد و به ویژه انرژی خورشیدی سهم عظیمی از تحقیقات را به خود اختصاص داده است. بر خلاف سیاست‌مداران، دوست‌داران طبیعت، دانشمندان و انسان‌دوستان کوچکترین علاقه‌ای به ترویج و استفاده از انرژی هسته‌ای ندارند. بر خلاف ادعای سیاست‌مداران انرژی هسته‌ای در هیچ حالتی بشر‌دوستانه نمی‌باشد چرا که در بهترین حالت آن یعنی استفاده از انرژی هسته‌ای در نیروگاه‌های تولید برق، آثار غیر قابل جبران و شدیدی بر روی حیات انسانی و طبیعت می‌گذارد. این در شرایطی می‌باشد که کشورها پایبند به استفاده از انرژی هسته‌ای در راستای صلح‌امیز باشند و از طرف دیگر تمامی استانداردهای موجود در این زمینه را رعایت نمایند که اگر موارد فوق کوچکترین خطایی در آنها حاصل گردد نه تنها نسل آینده بلکه نسل امروز بشر را نیز با خطری جدی مواجه خواهد نمود. بنابراین انرژی هسته‌ای حتی در بهترین شرایط و استانداردترین شرایط مخاطرات فراوان و غیرقابل اجتنابی بر روی زندگی بشر و دیگر موجودات زنده بر جای خواهد گذارد.
در مجله‌ی American Science (March, 2009) اشاره شده است که ایالات متحده امریکا برای تحقیقات در زمینه منابع انرژی تجدیدپذیر در سال 2007، 148.4 میلیون دلار بودجه قرار داده است که نسبت به سال ما قبل خود 60% افزایش داشته‌است. در شماره‌ی دیگری از همین نشریه برنامه‌ی بلند مدتی را تنظیم نموده‌اند به نحوی که تا سال 2050 میلادی 39% انرژی کل و 69% انرژی الکتریکی ایالات متحده تنها از طریق انرژی خورشیدی تامین گردد. در آماری که در سایت (http://www.energy.eu/ ) داده شده است نشان داده شده است که در کشورهای عضو EU تا سال 2020 هدف دارند که 20% از انرژی کلی مصرفی خود را از طریق منابع تجدید‌پذیر انرژی کسب کنند که این عدد در سال 2006 مقدار 9.2% بوده است.
با توجه به تحقیقات انجام شده[17] ایران توانایی بهره‌مندی از منابع گوناگونی از انرژی‌های تجدید‌پذیر را از جمله انرژی خورشیدی، انرژی باد، انرژی زمین‌گرمایی و انرژی سوخت‌های زیستی را دارد اما به علت فراوانی و در دسترس بودن آسان انرژی نفت و گاز اهمیت چندانی به این دسته از انرژی‌ها داده نمی‌شود. در همان مقاله آمده است که، در سال 2003 با در نظر گرفتن انرژی حال از نیروگاه‌های آبی تنها 2% انرژی کل از طریق منابع تجدیدپذیر تامین می‌گردد که تنها 0.004% آن حال از انرژی‌ا نوین است و عمده‌ی آن حال از نیروگاه‌های آبی می‌باشد که قدمت آن در ایران به هزاران سال می‌رسد. بنابراین خجم بسیار کمی از تولید انرژی در ایران از طریق منابع تجدیدپذیر تامین می‌گردد. در حالی که ایران یکی از کشورهایی می‌باشد که در آن منابع غنی‌ای از انرژی‌های تجدیدپذیر وجود دارد. اولین نیروگاه خورشیدی ایران نیز در سال 2009 به بهره برداری رسیده است که نسبت به دیگر کشورها بسیار دیرهنگام می‌باشد.[18]
سوالي كه از مسئولین بايستي بپرسيم اين است كه آيا به مشكلاتي كه در دستیابی به انرژی هسته‌ای وجود دارد پاسخي داده‌اند ؟! با زباله ها و پسماند‌هاي هسته‌اي خويش چه برنامه‌اي دارند؟! براي تجديدناپذير بودن اين انرژي و براي نسل‌هاي آينده چه برنامه‌ريزي كرده‌اند ؟! سوالاتي كه در نگاه اول سطحي و كم اهميت بنظر مي‌آيند اما با كمي دقت در آنها و تاثيراتي را كه در زندگاني ما و نسل بشر و ديگر موجودات زنده و طبيعت اطراف ما مي‌گذارند بسيار بزرگ و غيرقابل انكار است. فرزندان ما در آينده بر روي اين كره خاكي زندگي خواهند نمود و در نتيجه كارهاي امروز ما مستقيماً زندگي آنان را دگرگون خواهد نمود. آيا چاره‌اي براي موارد فوق اندیشیده شده است ؟!
فارغ از تمامي مجادلات و بحث هاي سياسي كه در اين زمينه وجود دارد، دستيابي به انرژي هسته‌اي آثار و نتايجي را براي ما در پي خواهد داشت كه نمي‌توان تاثير آن را در زندگي خويش و آيندگانمان ناديده انگاريم. شايسته است به مشكلاتي كه در فوق بدان‌ها اشاره‌اي هر چند کوتاه شد نظری گذرا افكنيم تا عمق فاجعه‌اي را كه با آن روبه‌رو مي‌باشيم، درك كنيم. زمين و آب و هوايي را كه خداوندگار عالميان براي ما پاك و به دور از هر گونه آلودگي آفريد ما آنها را خود با دستان خويش آلوده مي‌گردانيم و آيندگان خود را از نعمت پاكي و زيبايي طبيعت محروم مي‌گردانيم. اين در حالي است كه جايگزين‌هاي فراواني (به ويژه در كشوري همانند ايران) براي اين انرژي وجود دارد كه دستيابي بدان‌ها كم هزينه‌تر، پاك‌تر و به صرفه تر مي‌باشد. كشورهاي توسعه يافته بدين نكته پي برده‌اند و همواره بودجه‌هاي كلاني را به تحقيقات در زمينه‌هاي انر‍ژي‌هاي تجديدپذير و پاك اختصاص مي‌دهند.
اجداد ما در اين سرزمين ساليان سال محيط زيست و طبيعت خويش را پاك نگاه مي‌داشتند و همواره طبيعت را مورد احترام قرار مي‌دادند و آلوده كردن آن را گناهي بزرگ مي‌شمردند. آنان آب و خاك و هوا را پاك برای ما وديعه نهادند. اما دريغا كه امروز ما و هم نسلان ما كوچكترين احترامي براي طبيعت و آفريده‌هاي پاك خداوندگار خويش قائل نمي‌باشيم. وديعه‌اي را كه هزاران سال اجداد ما دست نخورده و پاكيزه برای ما به ارث گذاشتند و ما آنها را اينچنين ناشكرانه آلوده مي‌كنيم و بدان افتخار مي‌كنيم.
سخن آخر در این باره؛
دوستان، همراهان و هم نسلان عزيز، ما براي فرزاندان خود چه چيزي را قرار است به يادگار گذاريم؟ چرا بايد آنان را از طبيعتی پاك كه حق حقیقی آنان است محروم گردانيم و تنها به فكر خود و امروز خويشتن باشيم؟ آيا گناهي از اين بزرگتر وجود دارد كه هر آنچه را كه پيشينيان ما براي ما به يادگار گذاردند ما نابود گردانيم و هيچ براي فرزندان و نسلهاي آينده خويش نگاه نداريم؟ آیا فرزندانمان ما را خواهند بخشید؟ 


پی‌نوشت: تحقیقی بسیار جالب : The nuclear calendar - 365 reasons to oppose nuclear power
پی‌نوشت: در سایت زیر داده‌های مربوط به تولید انرژی از منابع تجدیدپذیر موجود می‌باشد.




[2]   لازم است که این نکته یاد آوری شود که امروزه تنها استفاده از انرژی هسته‌ای از طریق شکافت هسته ممکن می‌باشد و تا به امروز نتوانسته‌اند از پدیده‌ی فیوژن (همچوشی هسته‌ای) به صورت صنعتی انرژی تولید کنند. امروزه تمامی نیروگاه‌های هسته‌ای از شکافت هسته برای تولید انرژی استفاده می‌کنند.
[9]  البته بایستی یادآوری نمود مدل‌های گوناگونی از نیروگاه‌ها وجود دارد که می‌توان در آنها سوخت هسته‌ای را بازیافت نمود و با این روش و از طریق این نیروگاه‌ها چند هزارسالی ممکن است بتوان از این انرژی استفاده نمود اما اگثر قریب به اتفاق نیروگاه‌های فعال امروز دنیا از این دست نیروگاه‌ها نمی‌باشند و بیشتر نیروگاه‌های اینچنینی جنبه‌ی تحقیقاتی دارند تا صنعتی و کشورهایی که می خواهند به انرژی هسته‌ای برای تولید برق اتکا کنند به این دست از نیروگاه‌ها روی نمی‌آورند.
Share