سیب آدم و حوا یک دروغ و سرآغاز افسانه ی دین در تاریخ چند هزار ساله بشر، سیب نیوتن یک نماد راستین چهارصد ساله و آغازگری برای انقلاب علمی و سیب استیو جابر یک حقیقت جاودانه برای انقلابی در تکنولوژی معاصر نقشی غیر قابل انکار را در زندگانی بشر بازی کردند، هر چند یکی افسانه بود و دیگر نماد و دیگری حقیقت.
مهر ۱۴، ۱۳۹۰
مهر ۰۷، ۱۳۹۰
به یاد نهالها که چه تلخ میشکنند
![]() |
| http://teranceong.blogspot.com/2011/04/black-and-white-arent-colours-theyre.html |
و چه کردند با این نهالهای ما که اینچنین خود را در این دشت دهشتناک و سرد و تاریک به دست خاک میسپارند.
زمستان رفتی است، هر چه باشد زمستان عمری دارد، پاییز گذشته است و امروز در سیاههترین و سردترین و دهشتناکترین لحظههای سال کمرمان خمیده شده است، آب چشمانمان یخ زده است، دستانمان سرد و رو به سیاهی است، اما بهار را باور کن، زمستان رفتنی است، هرچند نهال، آن نودرخت سبز و زیبا، تاب نیاورد، خشکید و آرام سر بر خاک گذارد ...
بهار را چه فایده زمانی که نهالی نباشد که دوباره سرسبز گردد... اما بهار را چه خوشی، زمانی که سبزی و شکوفهای نباشد ... این بهار دیگر ذرهای شبیه به آن بهارهای پیشین نیست، این بهار دیگر طعم و عطر بهارهای هر ساله را ندارد ...
هرچند این زمستان رفتی است، هرچند مرگ را پایان کبوتر نیست، اما این بهار هر چه باشد، دیگر آن بهار با نهالهای و سبز و خرم نیست ...
مهر ۰۵، ۱۳۹۰
آیا دستیابی به سرعتی بیشتر از سرعت نور انقلابی در علم فیزیک است؟
چندروز پیش (22 سپتامبر 2011) مقالهای با همکاری 117 نفر از بزرگترین پژوهشگران حوزه فیزیک ذرات بنیادی دنیا ارسال شده است که در آن ادعا شده است سرعت ذره نوترونو را با بیشتر از سرعت نور (در حدود 0.00002 برابر بیشتر از سرعت نور) اندازهگیری کردهاند. که اگر این ادعا شود این آزمایش میتواند تمامی شهود فیزیک معاصر را از جهان هستی تغییر دهد و فیزیک نوین آینده را کاملا متفاوت با فیزیک امروز بنیان نهاند. انقلاب نتایج حاصل از تایید نتایج این آزمایش در دنیای فیزیک میتواند یکی از نقاط عطف تاریخ علم بشر محسوب گردد. (مقاله اصلی) اما ...
نسبیت خاص (نه نسبیت عام) نظریهای است که تبدیلات را در چهارچوب فضا _ زمان برای ما ترسیم میکند و چگونگی تبدیل معادلات در چهارچوبهای فضا زمانی متفاوت را برای ما ممکن میسازد. یکی از نتایج اولیهی این معادلات (تبدیلات) این است که هیچ ذرهی جرمدار و بیجرمی (همچون فوتونها) نمیتوانند با سرعتی بیشتر از سرعت نور (در چهارچوب هر ناظری با هر سرعتی) با سرعتی بیشتر از سرعت نور حرکت کنند و یکی دیگر از نتایج این معادلات این است که هر ناظر لَختی (ناظری که با شتاب صفر حرکت میکند) با هر سرعتی، سرعت پرتوی نور را همواره یک عدد ثابت (که سرعت نور در خلا است) اندازهگیری میکند. شهود تجربی روزمره ما میگوید که زمانی که اتومبیلی با سرعت 20 کیلومتر بر ساعت از کنار ما که با سرعت 10 کیلومتر بر ساعت در حال حرکت هستیم میگذرد ما سرعت اتومبیل را 10 کیلومتر بر ساعت اندازهگیری میکنیم (اتومبیل با سرعت 10 کیلومتر بر ساعت از ما دور میشود) اما در نسبیت خاص چنین شهودی دیگر صادق نیست و در هر چهار چوبی همواره سرعت نور ثابت است بنابراین اگر حتی ما با سرعتی نزدیک به سرعت نور در حال عبور باشیم و پرتوی نوری از کنار ما بگذرد باز هم با سرعت نور از ما در حال دور شدن است و برای ناظر ثابتی که حرکت ندارد نیز با سرعت نور از کنار آن میگذرد! و این نتایج همه نتایج اولیه و بنیادینی است که از نظریه نسبیت خاص حاصل میگردد.
پس از انتشار نظریه نسبیت خاص آزمایشهای فراوانی برای سنجش این نظریه انجام شده است و میتوان گفت که تا امروز هیچ نظریهای به اندازه نظریه نسبیت خاص در تبیین پدیدههای هستی موفق نبوده است. بازهی کاربرد نظری این نظریه را میتوان در تمامی شاخههای فیزیک مشاهده کرد به گونهای که در شاخههای فیزیک ذرات بنیادی – کیهانشناسی – اخترشناسی – فیزیک هستهای – پلاسما – فیزیک انرژیهای بالا از اصول بنیادین و اساسی محسوب میشود و بدون اتکا به آن در این شاخههای نظری و عملی تقریبا هیچ پدیدهی فیزیکی قابل بررسی و تبیین نمیباشد. حتی در تکنولوژی امروز نیز عملا از کاربردهای این نظریه استفاده شده است به گونهای که بدون در نظر گرفتن تصحیحات مربوط به این نظریه، تکنولوژی بسیاری از دستگاهها، ابزار و فرایندهای موجود امکانپذیر نمیباشد. (از کاربردهای ساده آن میتوان به رآکتورهای هستهای و دستگاههای GPS اشاره نمود.) بنابراین این نظریهای است که تا کنون بارها و بارها مورد آزمایش واقع شده است و بنیان فیزیک معاصر را تشکیل میدهد به گونهای که حتی تصور عدم صادق بودن آن میتواند تمامی فیزیک معاصر را به لرزه در آورد.
تا کنون ازمایشهای گوناگونی برای سنجش این نظریه انجام شده است که با دقتهای گوناگون تا کنون هیچ آزمایشی نبوده است که نظریه نسبیت را به چالش بکشد و تا کنون (تقریبا!) هیچ شاهدی برای رد و یا به چالش کشیدن آن مشاهده نشده است. سرعت بالاتر از سرعت نور نه تنها این نظریه را به چالش میکشد بلکه در قالب آن تمامی فیزیک مدرن را که برپایه این نظریه بنا شده است را به زیر سوال میبرد. آزمایشها و آزمایشگاههای ذرات بنیادی، مشاهدات و تفسیرات دادههای کیهانشناسی، آزمایشها و تئوریهای انرژیهای بالا همه و همه به چالش کشیده میشود و فصلی جدید در این زمینه باز خواهد گردید به گونهای که همه دادههای دوباره بایستی تفسیر شوند، کاربردهای آزمایشگاههای تحقیقاتی دنیا بایستی تغییر پیدا کنند، نظریههای موجود همه بایستی تصحیح گردند و به کل علم فیزیک به صورت کامل دستخوش تغییر خواهد گردید و بایستی نقشی نو در انداخت و دوباره فیزیک را از نو بنیان نهاد. البته ناگفته نماند که نمیتوان از واژه هیچ شاهدی در اینجا استفاده کرد چرا که بودهاند معدود نظریهها و آزمایشهایی که ادعاهایی برای به چالش کشیدن این نظریه داشته باشند اما نه تنها در علم امروز نظریات غالب نیستند بلکه بسیار اندک و انگشتشمار هستند. (برای مثال میتوانید به نتایج یک آزمایش انجام شده در آزمایشگاه فرمی مراجعه فرمایید)
آنچه که مسلم است این است که محققین و پژوهشگران بر روی نتایج این آزمایش و عوامل موثر بر آن، اندازهگیریها و ... بررسیهای بیشتری را انجام خواهند داد و نتایج این آزمایش را یا رد خواهند نمود و یا تایید خواهند نمود و امروز برای نتیجهگیری بسیار بسیار زود است. حتی خود در قسمت نتیجهگیری مقاله خود نوشتهاند که امکان دارد تاثیر سیستماتیکی ناشناختهای وجود داشته باشد که بتواند نتایج این آزمایش (اشتباه آنها در محاسبات و یا اندازهگیری) را توضیح دهد بنابراین در این مقاله هیچ تلاشی برای تفسیر نظری و یا پدیداریی، برای تفسیر دادههای این آزمایش انجام نشده است.
و این راهی است که همواره علم میپیماید. شاید در دهه آینده شاهد تحولی بنیادین در فیزیک نظری باشیم و راه فیزیک به کل تغییر مسیر پیدا کند و شاید راهی را که میپیمودیم همچنان ادامه دهیم. پاسخ این سوال در گرو بررسیهای بیشتر و دقیقتر نتایج حاصل از این آزمایش و تکرارپذیری این آزمایش میباشد و امروز برای جواب دادن به تمامی این سوالات بسیار بسیار زود است. آینده مشخص خواهد کرد که دانشمندان کدام راه را خواهند برگزید برای ادامه راهشان.
در انتها بایستی به این نکته اشاره کرد که برای تبیین ذرات با سرعت بیشتر از سرعت نور لزوما نظریه نسبیت خاص نقض نمیشود بلکه میتوان با تصحیحاتی در نظریه نسبیت خاص این مساله را درک کرد و برای این کار جهان را با ابعاد بیشتر از چهار بعد در نظر میگیرند و این مساله را شاهدی از ابعاد بیشتر هستی میدانند. هرچند همچنان بستر نظری این چنین تبیینهایی جای کار بسیار و دشواریهای بسیاری دارد اما چنین بسترهایی برای تبیین موجود است و احتمالا در آینده با تایید این دادههای تجربی زمینه فعالیت در این شاخههای نظری گسترش پیدا میکند چرا که همچنان میتوانیم با فرضهای نسبیتی اما با تصحیحاتی و بسط آن در دنیایی با ابعاد بیشتر این پدیدهها را تفسیر و تبیین کنیم.
نوشتار دکتر شان کرول (محقق ارشد موسسه تکنولوژی کالیفرنیا) در همین رابطه
پینوشت: تنها چهار روز پس از انتشار رسمی مقالهی مربوط به آزمایش OPERA که در آن ادعا شده است که ذرات نوترونویی با سرعت بیشتر از سرعت نور را اندازهگیری کردهاند، مقالهی دیگری برای تبیین این داده انتشار داده است. که میتوانید آن را در اینجا بخوانید. معمولا برای تبیین سرعتهای بیشتر از سرعت نور از نظریههایی استفاده میکنند که ابعاد جهان را بیشتر از چهار بعد میداند و در این قالب نظریه نسبیت را با تنها تصحیحاتی توضیح میدهند. در این مقاله سعی شده است به دشواریهای موجود در این تبیین پرداخته شود.
پینوشت: نسبیت عام و نسبیت خاص کاملا نظریههایی متفاوت هستند. نسبیت خاص تبدیلات دستگاههای فضا زمان به یکدیگر است و نسبیت عام، تئوری برای تبیین گرانش و هستی شناختی نیروی گرانش میباشد.
پینوشت کاملا مرتبط: سفر در زمان (سفر به گذشته) با اتکا به نسبیت خاص امکانپذیر نمیباشد و اکیدا ذرهای نمیتواند با سرعتی بیشتر از سرعت نور حرکت کند و سرعت بیشتر از سرعت نور به معنای بازگشت به گذشته نمیباشد بلکه به معنای نقض صریح اصول نسبیت خاص (همارزی دستگاههای لخت تحت تبدیلات لورنتس) است. در قالب نظریه نسبیت عام است که سفر در زمان امکانپذیر است. (نوشتار دکتر شان کرول محقق ارشد موسسه تکنولوژی کالیفرنیا در همین رابطه)
شهریور ۱۲، ۱۳۹۰
آیا دین می تواند متضمن یک جامعه اخلاقی باشد؟
نمودارها به اندازه کافی گویا هستند نیازی به توضیحات بیشتر نیست.
![]() |
| Church or synagogue attendance by state GFDL http://en.wikipedia.org/wiki/File:Church_or_synagogue_attendance_by_state_GFDL.svg |
![]() |
| A visual representation of states in the United States by number of imprisoned persons http://en.wikipedia.org/wiki/File:US_States_by_Incarceration_Rate.svg |
![]() |
| Murder rate per 100,000 inhabitants http://en.wikipedia.org/wiki/File:Homicide-world.png |
![]() |
| In 2006, 2007, and 2008, Gallup asked representative samples in 143 countries and territories whether religion was an important part of their daily lives. This map is based on the results, and shows religiosity by country, ranging from the least religious to the most religious on a relative basis http://en.wikipedia.org/wiki/File:Religion_in_the_world.PNG |
پینوشت 1: در آینده مفصلتر در این زمینه خواهم نوشت.
پینوشت 2: نوشتارهای مرتبط پیشین:
مرداد ۲۶، ۱۳۹۰
دیدگاه فیزیکدانان معاصر در مورد پیدایش جهان هستی چیست _ ساسکیند
لوونارد ساسکیند (Leonard Susskind) در یک خانودهی تهیدست در یکی از محلههای نیویورک در سال 1940 به دنیا آمد. به خاطر بیماری پدر، او از 16 سالگی در کنار پدرش در حرفهی لولهکشی مشغول به کار شد. در آن روزها کسی فکرش را نمیکرد که این کودک بعدها آیندهای بسیار متفاوت با آن روزش داشته باشد. او در یک کالج محلی در نیویورک ثبت نام کرد و در سال 1962 در رشته فیزیک فارغالتحصیل شد، سپس دورهی دکتری خود را در دانشگاه کرنل (Cornell University ) در سال 1965 به پایان رساند. سپس کار خود را به عنوان استاد دانشگاه در رشتهی فیزیک آغاز کرد. اما آن روزها نیز کسی تصورش را نمیکرد که ساسکیند قرار است به یکی از مفاخر فیزیک نظری و یکی از پیشگامان آن تبدیل گردد.
از سال 1979 تا به امروز او کرسی استادی در دانشگاه استنفورد را دارد و در گرایشهای کیهانشناسی، ذراتبنیادی، نظریه ریسمان و ... کارهای پژوهشی خود را دنبال میکند که به خاطر این پژوهشها و کارهای نظری در سال 1998 جایزه ساکورایی (Sakurai Prize) به او اهدا گردید.
کارنامهی علمی ایشان پر است از ایدههای نو، تئوریهای جدید و نظریههایی که فیزیک نظری را تغییر شگرفی داده است از جمله این کارها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- The independent discovery of the string theory model of particle physics
- The theory of quark confinement
- The development of Hamiltonian lattice gauge theory
- The theory of scaling violations in deep inelastic electroproduction
- The theory of symmetry breaking sometimes known as "technicolor theory"
- The second, yet independent, theory of cosmological baryogenesis (Sakharov's work was first, but was mostly unknown in the Western hemisphere.)
- String theory of black hole entropy
- The principle of black hole complementarity
- The causal patch hypothesis
- The holographic principle
- M-theory, including development of the BFSS matrix model
- Introduction of holographic entropy bounds in physical cosmology
- The idea of an anthropic string theory landscape
در حقیقت ساسکیند یکی از پیشگامان، نظریهپردازان و معماران بنیادی نظریه ریسمان در فیزیک نظری است.
او تا کنون دو کتاب علمی بسیار معروف را انتشار داده است. کتاب اول او با عنوان The Cosmic Landscape در سال 2005 انتشار یافته است که در آن دیدگاههای خود درباره نظریه ریسمان و نتایج آن را به صورت ساده برای عموم انتشار داده است و کتاب دوم او با عنوان The Black Hole War در حقیقت پاسخی است به نظریههای هاووکینگ درباره سیاهچالهها. ساسکیند یکی از بزرگترین منتقدان نظریهی سیاهچالههای هاووکینگ است و این کتاب در حقیقت نظریههای ساسکیند میباشد برای به چالش کشیدن دیدگاههای هاووکینگ دربارهی سیاهچالهها. داستان اختلاف این دو فیزیکدان بر سر پارادکس اطلاعات در سیاهچالهها میباشد. (Susskind-Hawking Battle) در این ویدیو در اینباره توضیحاتی داده میشود:
ساسکیند نیز همچون بسیاری از کیهانشناسان و فیزیکدانان معاصر دیگر بر این عقیده است که جهان ما حاصل خلقت یک ابرقدرت هوشمند (خدا) نبوده است بلکه حاصل یک سری فرایندهای تکاملی بوده است که جهان را به وجود آورده است و آن را تغییر داده است تا به شکل امروز آن در آمده است. در این ویدیو از این فیزیکدان نظری سوال میشود که نظر شما در مورد جهان بدون یک طراح هوشمند چیست؟ و جواب ایشان را خود گوش دهید.
در ویدیویی دیگر که یک گفتگو درباره کتابش با عنوانThe Cosmic Landscape ، عنوان میکند که من یک بیخدا نیستم اما دیدگاه شخصی من این است که جهان حاصل طراحی یک موجود هوشمند نبوده است و این یک دیدگاه شخصی است. میتوانید این گفتگو را به صورت کامل در اینجا مشاهده فرمایید.
پینوشت مرتبط: لکچرهای درسی ساسکیند (که در یوتیوب هم موجود میباشد) در دانشگاه استنفورد یکی از منابع بسیار خوب برای دانشجویانی است که در رشتههای کیهانشناسی، ذراتبنیادی، نظریه ریسمان و فیزیک نظری میخواهند تحصیلات عالیهی خود را ادامه دهند. برای مشاهده این سری ویدیوها میتوانید به این صفحه مراجعه کنید. (تصور میکنم که این سری لکچرها تنها برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی در گرایشهای نظری قابل استفاده است و تصور نمیکنم عموم برای عموم منابع مناسبی برای فهم مسائل بنیادی فیزیک معاصر باشد.)
پینوشت 1: ایشان یکی از بنیانگذاران اصل هولوگرافیک در نظریه ریسمان هستند که شخصا به آن خیلی علاقه دارم و شاید در نوشتارهای بعدی دراین باره نوشتم.
پینوشت 2: نوشتارهای مرتبط پیشین در همین زمینه:
پینوشت 3: دیدگاه جالب یکی از کاربران بالاترین در مورد نوشتار پیشین با "عنوان هاووکینگ و پیدایش جهان هستی":
خجالت بکشید توی دنیا فقط همین هاوکینگ شده دانشمند؟
پینوشت فلسفی:
آیا بینهایت با شهود ما سازگاری ندارد؟
Infinity can violate our human intuition, which is based on finite systems, and create perplexing philosophical problems.
About the author: ANTHONY AGUIRRE holds a BS (1995) in mathematics and physics from Brown University and a PhD (2000) in astronomy from Harvard University. He is an associate professor of physics at the University of California, Santa Cruz, where he studies a variety of topics in theoretical cosmology, including the early universe and inflation, gravity physics, first stars, the intergalactic medium, galaxy formation, and black holes.
پینوشت بیربط:
مرداد ۱۸، ۱۳۹۰
هاووکینگ و پیدایش جهان هستی
هفته گذشته کانال Discovery برنامهی این هفته خود را به مسالهی آفرینش از دیدگاه هاووکینگ، کیهانشناس معاصر، اختصاص داد. او از دیدگاه خود به این نکته میپردازد که چگونه جهان هستی و قوانین آن در کیهانشناسی معاصر بدون نیاز به در نظر گرفتن خالقی برای آن قابل تبیین است.
بر اساس کیهانشناسی معاصر سناریوهای گوناگونی برای تشکیل جهان هستی و قوانین حاکم بر آن وجود دارد که در آنها تببین جهان هستی بدون نیاز به خالقی برای آن کاملاً تبیینپذیر و قابل فهم است. از دیدگاه هاووکینگ در لحظه بیگ بنگ (که مفهوم لحظه برای مشخص کردن زمان بیگ بنگ کاملا بیمعنا است چون زمان در نقطه آغازین جهان همانگونه که در ادامه تشریح خواهد شده بیمعنا است) در ابتدای شکلگیری جهان ما، جهان به شکل سیاهچالهای بوده است، زمان در سیاهچاله متوقف میگردد و دیگر مفهوم زمان وجود ندارد و یک بعد از ابعاد جهان هستی در سیاهچاله از بین میرود (وجود ندارد) بنابراین نمیتوان زمانی پیش از بیگ بنگ را در نظر گرفت چرا که هرچه به گذشته باز میگردیم تا به زمان بیگ بنگ نزدیکتر میشویم تا زمانی که سیاهچاله چگال ما به وجود بیاید گذر زمان کندتر و کندتر میگردد و در لحظه تشکیل سیاهچاله زمان متوقف میگردد و بردار زمان به کل از بین میرود بنابراین نمیتوان زمانی پیش از سیاهچاله چگال نقطهی آغازین (بیگ بنگ) را متصور گردید و زمان از لحظهای شکل میگیرد که این سیاهچاله از هم پاشیده میگردد و هاووکینگ این استدلال را میکند که نمیتوان خالقی را برای جهان متصور شد چرا که زمانی پیش از بیگبنگ وجود ندارد که بخواهد سیاهچاله را خلق کند و یا بیگبنگی را شکل دهد.
شان کرول کیهانشناس و پژوهشگر ارشد موسسه تکنولوژی کالیفرنیا، بر اساس سناریویی با جزئیاتی کمی متفاوت چگونگی شکلگیری جهان ما را از دیدگاهی دیگر تببین میکند. او با ارتباط مفهوم زمان و آنتروپی نشان میدهد که چگونه میتوان بیگ بنگ را بدون در نظر گرفتن نیروی خارجی درک کرد. یکی از مقالات اخیر ایشان در این زمینه را میتوانید در اینجا بخوانید. او در این مقاله نشان میدهد که چگونه با گذشت زمان جهان از همپاشیده میگردد و آنتروپی جهان افزایش پیدا میکند. اما در ادامه نشان میدهد که در جهان با آنتروپی بسیار زیاد چگونه میتوان سیستمهایی با آنتروپیهای پایینتر به وجود میآیند و زمان مورد نیاز برای تشکیل چنین سیستمی را برای یک مثال ساده بررسی میکند. (ناپید شدن یک پیانو و تشکیل دوباره آن در یک سیستم ایزوله)
شهود مساله پیدایش جهان از هیچ برای بسیاری بسیار مشکل و حتی غیرممکن است اما در کیهانشناسی معاصر و با تکیه بر نظریههای بنیادینی همچون کوانتم مکانیک میتوان این مساله را به خوبی تبین کرد هرچند هنوز زمان زیادی برای تایید این نظریههای لازم است و کیهانشناسی معاصر نیازمند دادهبرداریهای بیشتری از آسمان است تا بتوان نتایج این نظریههای کیهانشناسی را در بوته آزمایش گذارد اما بستر علمی و تبیین دقیق علمی خلق جهان بدون نیاز به خالق کاملا محیا است و امروز نزد اکثر فیزیکدانان معاصر این سناریوها نه تنها قابل پذیرش، بلکه بهترین و تبیینپذیرترین نظریههای موجود میباشد.
چهار ویدیو اول مربوط به برنامه Discovery دربارهی دیدگاه هاووکینگ و نظریه او در مورد پیدایش جهان هستی، میباشد و دو ویدیو دوم گفتگویی در مورد، دیدگاه هاووکینگ میباشد.
.........
نوشتارهایی از وبلاگ شان کرول:
نوشتارهای مرتبط پیشین در همین زمینه:
مرداد ۰۸، ۱۳۹۰
اَمرداد ماه، ماه بی مرگی و جاودانگی
همانگونه که زبان یک ملت نمادی از هویت و فرهنگ آن ملت است، اسامی، نامها و نمادها نه تنها بخشی از هویت و فرهنگ آن مردمان بلکه نشانی از آرمانها و آرزوهای مردمانی است که این نامها و نمادها را به کار میبردهاند و میبرند، و این ما هستیم که امروز بایستی هویت فرهنگی و انسانی خویش را بازتولید کنیم، دیگران برای ما نکردهاند و نمیکنند.
سادهترین راهها، اگر نه اثرگذارترین راهها باشد، اما میتواند یکی از تاثیرگذارترینها باشد. چرا فرهنگ خویش را از نامها و نمادهای ناپاک، غیرانسانی، تهی، پوچ و رنجآور پاک نکنیم و جای آن را با نامها و نمادهای امیدبخش و زندگانی بخش و دلنشین نیاراییم؟
اَمرداد یعنی بیمرگی و جاودانگی و مرداد یعنی مرگ و نیست. کدامین نام شایستهتر است در کنار نام ماههایی همچون فروردین: فروهرهای پاکان و فروهرهای پارسایان، اردبیهشت: بهترین راستی، خرداد: رسایی و کمال، تیر: فرشته مزبور نگهبان باران، شهریور: شهر و شهریاری آرمانی و شایسته، مهر: روشنایی، پیمان، دوستی و محبت، آبان: ایزدبانوی آبهای روی زمین و نگاهبان پاکی و بی آلایشی در جهان هستی، آذر: ایزد نگاهبان آتش و فروزه اهورامزدا، دی: دادار و آفریننده، بهمن: اندیشه نیک، و اسفند: پاک یا مقدس، قرار گیرد؟
پینوشت: جشن اَمردادگان
اشتراک در:
پستها (Atom)









